نبخش مرا

بیا نگاهم را ببین

ببند دهانم را

بیرون بکش از حلق من

تا ته زبانم را

بگو چرا ؟ بگو چرا ؟

از تو نگفتم من

بگو که هر غافیه را

از تو شنفتم من

من با تو با طعم تو و رقص و هم آغوشی

رویای سردی که پا گرفت ، اما تو خاموشی

بوسیدنت ، بوسیدنت

بی من هم جنس هایت

رفتند و بستند و شکستند

استخوان هایت

کتک بخور ، کتک بخور

بی جرم زندان باش

جرم تو من بودم و عشق

اما تو گریان باش

عاشق شدن در زیرزمین

نتیجه اش این است

خوابیدنت با من و تن

هزینه اش این است

حالا با کوکتل مولوتوف بشکن دهانم را

بیرون بکش ، بیرون بکش ، از حلق زبانم را

نه نعره ای دارم و نه حتی یک فریاد

شیرین شدی ، تلخ شدم و نه یک فرهاد

نبخش مرا

نبخش مرا

نبخش و فریاد باش

بشکن مرا

بشکن مرا

بشکن و فریاد باش

من معذرتخواهی نکردم ، معذرت کرد من را

تو میشدی شکنجه و شکنجه کرد من را

حالا تلو می خورم و من از کتک مستم

مانند یک لاشه زیر تو تنها شکستم من

نبخش مرا

نبخش مرا

بزن مرا

و آرام باش

نبخش مرا

نبخش مرا

جانم را پایان باش

1392/10/18

"هورمزد"

/ 5 نظر / 18 بازدید
BRAVE(HANA)

از اون نوشته های شدتی بود...................عجب نیرویی داشت...... اون قسمت:شیرین شدی،تلخ شدم ونه فرهاد........خیلی سوز داشت.....وخیلی حرفا برا گفتن...........[گل]

kavak

چقدر دلت پره آقا هورمزد!!!!!!!!!!!!!!!

kavak

اپم آقا هورمزد

پگاه

سلام خوبی ؟ چه خبر کم پیدا ! این شعرت با بقیه خیلی فرق داشت ولی مثه همه قشنگ بود و ی جاذبه ی خاصی داشت دمت گرم