از عشق تا شهوت

به خواب می روم روی پتو

قلب تو زیر پتو در تپش است

مانند جسد بی جنبش می خوابم

جسم تو روی تخت در جنبش است

جیغ می کشی با آرامش

صدات موج انفجار بغداد است

سکوت می کنم در یادت

سکوت من اوج یک فریاد است

لبت را گاز می گیری از درد

لبم را بسته نگه می دارم

سلام تازه ای هستی به او

من فقط صدای خدانگهدارم

مشروب روی میز است و

سیگار روی لب هایم

لب هات روی لب هایش

چه می سوزد این لب هایم

شمع شعله میکشد آنجا

اینجا اتاق تاریک است

مرز بین عشق و شهوت

آخ ... چقدر باریک است

من عاشقت بودم بی شهوت

تو مدافع حقوق حشر بودی

من یک مدل نو از عشق

تو مدل سکس در بشر بودی

تو حال کن و فشرده باش در او

تو با او روی تخت بخند

من اینجا کز می کنم از تو

تو آنجا آرام آرام بگند

"هورمزد"

1392/10/27

رباط کریم - آدران

/ 9 نظر / 10 بازدید
BRAVE(HANA)

oh...oh....... چه خبره اینجا........ هورمزد دیگه قاطی کرده....... یکی که قصه واقعی زندگیش این باشه بیاد بخونتش فکر کنم ذوب بشه و نفوذ کنه تو ذرات خاک.........

BRAVE(HANA)

راستی چندتا پست جدید گذاشتم دوست داشتی بیا........

kavak

به قول حنانه اندکی مورد داشت[چشمک]

BRAVE(HANA)

میدونم.........برار جان.........[چشمک]

الناز

منتظر شعرای جدیدتون هستم .. .

kavak

درسته...بهم سر بزنی خوشحال میشم...

شازده کوچولو

اخ اخ اخ شعرات داره خط قرمز وزارت ارشادا گاز گاز میزنه ها...[نیشخند] میدونم سر میزنی ولی کامنت نمیزاری ...می ترسی ذوق مرگ شم دیگه نیام وبتو بخونم[چشمک] موفق باشی [گل] مواظب خودت باش[خداحافظ]

پری

جهنم مکان جغرافیائی در جائی نیست… بلکه حالتی از روح ناراضی است! رضایت درون از هر چیز و هر کس… یعنی :بهشت! و من آن را برایت آرزو دارم…

BRAVE(HANA)

باز رفتی که رفتی..........بیا دیگه...پس کجایی تو..؟؟؟؟؟