زندگی

زندگیم را آسان گرفتند

با ایده ای از زندگی بهتر و خوب

عشق من زندگی من بود مادر

حال از زیستن من ، از غم و درد

دست را با حرص بر سینه بکوب

این دود سیگار و این الکل مست

این همه بیماری روحی را که در من هست

زندگیست آیا مادرم ؟

اینکه من می خواهم از غم و درد ...

پیرهن خویش را از تن بدرم ؟

مادر امروز عشقم را دیدم

آهسته و عاشقانه قدم می زد

با عشق جدیدش که شده زندگیش

و پتکی بر سر و رویم می زد

آری مادر ... آن دختر که تو از من بگرفتی آسان

همه ی زندگی من بود که رفت

حال بیا زنده مانی را ببین

در کالبد زندگی من ، او هم رفت که رفت

-هورمزد-

پ ن : "این شعرو وقتی که عشقم رو دیدم سرودم"

/ 4 نظر / 10 بازدید
BRAVE(HANA)

من هیچی ندارم که بگم........بازم نوشتت وصف ناپذیره ومن تو نظر گذاشتن ناتوانم..........[چشمک]

پری

خارها خوار نیستند شاخه های خشک چوبه های دار نیستند میوه های کال کرم خورده نیز روی دوش شاخه بار نیستند پیش از آنکه برگ های زرد را زیر پای خویش ،سرزنش کنی خش خشی به گوش میرسد: برگهای بی گناه، با زبان ساده اعتراف میکنند خشکی درخت از کدام ریشه آب می خورد!

KAVAK

مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است... من که به معجزه ی عشق ایمان دارم میکشم آخرین دانه ی کبریتم را در باد، هرچه بادا،باد...[لبخند]

شیما

ای ماااااااااااااااااااااااادر ..... این خودخواهیاس ک ....